پاتوق نوجوونا اینجا همه چی پیدا میشه !!!!! خانم جوانی که در کودکستان که با بچه های چهار ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچرو پاش کنه ولی چکمه ها پای بچه نمیرفت هنوز آخییییش گفتنش تموم نشده بود که دختر بچه گفت کفشا لنگه به لنگس!!! مربی بیچاره باهزار زورو فشارو اینور اونور شدن در حالی که مواظبه بچه رومیز نیفته به هزار جور بوتارو از پای دختر بچه در میاره بعد دوباره با همان زحمت و فشار بوتارو پای دختر بچه میکنه این بار با دقت کامل حواسش بود که بوتا لنگه به لنگه نباشه در این لحظه بچه میگه خانم این کفشا مال من نیست!!! معلم مهد با یه بازدم طولانی و سر تکان دادن که انگار یه مصیبت گریبانگیرش شده با خستگی یه نگاهی به بچه میندازه و میگه آخه چی بهت بگم؟؟ دوباره با زحمتای طولانی بوتارو از پای دختره درمیاره بعده اتمام کار از دختر بچه میپرسه خوب بوتای تو کدومه؟دختره میگه همینا!!!اینا بوتای برادرمه ولی مامانم گفته اشکالی نداره پام کنم........... دختر بچه میگه توی بوتام بودن دیگه!!!!!!! نظرات شما عزیزان:
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
مربی مهد چه طاقتی داشتا ایووووول شاد شدیم
مربی اولش دستکارو ندید ؟ ؟ ؟ ؟
خخخخخخخخخ من اگه جای مربی بودم همونجا بچه هرو میکشتم خلاص شم
ههههههههههههه بیچاره مربی مهد مرسی
پاسخ:خواهش
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||||
![]() |